قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
777
تاريخ الفي ( فارسى )
مرا اعلام نماى و منتظر فرمان من باش . » « 1 » چون نامهء ابن زياد به عمر سعد رسيد دانست كه پسر زياد به مراجعت حسين راضى نمىشود . پس اين نامه را بجنسه پيش امام حسين ، عليه السّلام ، فرستاد . آن جناب فرمود كه : من هرگز اين كار نكنم و فرمان او نبرم . چون خبر ابا و امتناع به پسر زياد رسيد غضب بر او مستولى گشته حصين بن نمير ، شبث بن ربعىّ و شمر ذى الجوشن را با جمعى سوار و پياده به مدد عمر سعد فرستاد و پيغام فرستاد كه حسين و متابعانش را از تصرّف در آب فرات مانع آيند . پس عبد اللّه بن ابى حصين الازدى در برابر امام حسين ، عليه السّلام ، برآمده و فرياد برآورده از روى تمسخر گفت : اى حسين ! مىبايد كه به آب فرات نگاه مىكرده باشى و زينهار يك قطره از آن نچشى تا به تشنگى بميرى . امام حسين چون اين آواز مكرّر شنيد روى به آسمان كرد و فرمود : اى بار خدايا او را به تشنگى بميران و از مغفرت و رحمت خود نااميد گردان . آوردهاند كه بعد از اندك زمانى همين عبد اللّه بن ابى حصين بيمار شد و آنچنان تشنگى بر وى غالب شد كه هرچند آب مىخورد تسكين نمىيافت تا آنكه بمرد و به ياران خود رسيد . القصّه ؛ عمر سعد ، عمر بن حجّاج را با پانصد سوار جهت ضبط آب تعيين نمود . « 2 » او مردم امام حسين را از آب رانده دور كرد ، و امام حسين خيمه به جانب باديه زد . اين صورت سه روز پيش از شهادت امام حسين بود . امّا تشنگى بر ملازمان امام حسين غلبه كرد . برادر خود عباس على را با سى سوار و بيست پياده به طلب آب فرستاد . عباس با عمر محاربه كرده غالب آمده مشكها پر آب كردند و به لشكرگاه خود بردند . شبى ديگر امام حسين نزد عمر فرستاد « 3 » كه مىخواهم كه امشب با من ملاقات كنى . عمر سعد قبول كرده با بعضى از خواص خود [ 106 الف ] از لشكرگاه بيرون آمد و امام حسين با برادر خود عباس و پسر خود على اكبر سوار شد « 4 » و برابر سعد بايستاد و گفت : ويحك اى عمر . از خداى سبحانه و تعالى كه بازگشت همه به دست اوست نترسيدى كه با من در مقام مقاتله و محاربه برآمدى ؟ تو مىدانى كه من كيستم . از اين انديشهء ناصواب درگذر و به
--> ( 1 ) . ابن زياد در شروع نامهاش به عمر سعد اين بيت را نيز درج كرده بود : ألآن إذ علّقت مخالبنا به * يرجو النّجاة ولات حين مناص يعنى : اكنون كه چنگال ما به او فرو رفته رهايى و نجات را آرزو مىكند ، اكنون وقت نجات و خلاصى او نيست . ( 2 ) . اين كار سه روز پيش از شهادت امام حسين ( ع ) صورت گرفت . ( 3 ) . خطيب خوارزمى مىنويسد : امام ( ع ) اين پيغام را توسط عمرو بن قرظهء انصارى به عمر سعد فرستاد ؛ - مقتل ، ج 1 ، ص 245 . ( 4 ) . امام ( ع ) با بيست تن از ياران خويش به سوى خيمهاى كه وسط دو لشكر برپا شده بود حركت كرد و دستور داد يارانش ، بجز برادرش ابو الفضل و فرزندش على اكبر ، وارد خيمه نشوند . عمر سعد نيز دستور داد پسرش حفص و غلام مخصوصش به همراه او وارد خيمه شوند ؛ - پيشين .